تبلیغات
گروه فرهنگی تخریبچی.آی آر - مطالب ابر وصیت نامه
گروه فرهنگی تخریبچی.آی آر
به قدری گریه كردم دلم شش گوشه شد (لبیك یا حسین)
اگر از سرهایمان كوه ها بسازند در كتاب های تاریخ نخواهند خواند امام خامنه ای تنها ماند
شهید علی منیف اشمر در لبنان به قمر الاستشهادیین معروف شده است
وصیت نامه شهید عملیات استشهادی علی منیف اشمر :

بسم‌الله‌ الرحمن‌ الرحیم‌

سلام‌ بر مولا و سرورم‌ سیدالشهدا، امام‌ حسین‌(ع‌) و برادرش‌ اباالفضل‌العباس‌(ع‌).
سلام‌ بر سید و مولایم‌ حضرت‌ صاحب‌ العصر والزمان‌، امام‌ مهدی‌ منتظر(عج‌).
سلام‌ بر زنده‌ كننده‌ قیام‌ مسلمانان‌ و بنیانگذارانقلاب‌ اسلامی‌ مبارك ‌ایران‌، امام‌ خمینی‌(ره‌).
سلام‌ بر رهبر امت‌ اسلامی‌ و ولی‌ امر مسلمین‌ حضرت‌ آیت‌الله‌ سیدعلی‌خامنه‌ای‌(دام‌ ظله‌).
سلام‌ بر سیدالشهدای‌ مقاومت‌ اسلامی‌ "شهید سیدعباس‌ موسوی‌" وشیخ‌ الشهدایمان‌ "شهید شیخ‌ راغب‌ حرب‌".
سلام‌ بر رهبر عزیز، حضرت‌ حجت‌‌الاسلام‌ و المسلمین‌ سیدحسن‌ نصرالله‌(دام‌ ظله‌).
سلام‌ بر مجاهدان‌ مقاوم‌ و قهرمان‌ شجاع‌ِ مقاومت‌ اسلامی‌. رحمت‌ وبركات‌ خداوند بر آنها.

مولای‌ من‌، یا اباعبدالله‌(ع‌)!

با خداوند پیمان‌ بستم‌ و با شما عهد، كه‌ در راه‌ خداوند گام‌ بردارم‌،
درحالی ‌كه‌ جانم‌ را به‌ كف‌ دست‌ گرفته‌ و خونم‌ را به‌ خاك‌ جبل‌ عامل‌ آمیخته‌ام‌. همان‌طور كه‌ خون‌ شما بر خاك‌ مقدس‌ كربلا ریخته‌ شد؛
و امروز به‌ عهدی‌ كه‌ بسته ‌بودم‌، وفا می‌كنم‌.




مولای‌ من‌، یا صاحب‌ الزمان‌(عج‌)!

چقدر آروز داشتم‌ كه‌ شهادتم‌ در مقابل‌ دیدگان‌ و وجود مبارك‌ شما باشد؛
ولی‌ طولانی‌ بودن‌ غیبت‌ شما و اشتیاق‌ من‌ به‌ مولا و سرورانم‌ و اجداد پاكت‌،
موجب‌ شد كه‌ نتوانم‌ بیش‌ از این‌ در انتظار بمانم‌.
از خداوند می‌خواهم‌ كه‌ با این‌ شهادت‌،
اجر شهادت‌ در ركاب‌ شریف‌ شما را به‌ من‌ عطا فرماید.

برادران‌ عزیزم‌، قهرمانان‌ دلیر مقاومت‌ اسلامی‌!

"اگر شما از آنان‌ به‌ رنج‌ و زحمت‌ می‌افتید، آنها نیز از دست‌ شما رنج‌ می‌كشند.
با این‌ تفاوت‌ كه‌ شما به‌ لطف‌ خدا امیدوارید و آنها امیدی‌ ندارند."
سوره‌ نساء ـ 104

برای‌ شما چند مورد را كه‌ در رابطه‌ با خط‌ ما، اصول‌ اساسی‌ به شمار می‌رود، یادآور می‌شوم‌:

راه‌ جهادگرانه‌ ما، سخت‌ و طولانی‌ و پر از مشقّت‌ و ابتلائات‌ است‌؛
لذا برای ‌پیمودن‌ این‌ راه‌، باید تلاش‌ كنید تا روحیه‌های‌ عالی‌ و پاك‌ داشته‌ باشید؛
باید سینه‌ها را از هر گونه‌ تیرگی‌ و حجابی‌ كه‌ انسان‌ را از خدایش‌ دور می‌سازد، پاك‌ كنید؛
همان‌ گونه‌ كه‌ قبل‌ از من‌، برادران‌ شهیدم‌ به‌ شما توصیه‌ كرده‌اند،
به‌ این‌ خط‌ شریف‌ تمسك‌ جویید و این‌ راه‌ را كه‌ همان‌ طریق‌ مقاومت‌ است‌، بپیمائید؛
چون‌ این‌ راهی‌ است‌ كه‌ خداوند فقط‌ ما را بر پیمودنش‌ برگزیده‌ است‌
و ما هم‌ نباید این‌ فرصت‌ را از دست‌ بدهیم‌،
و مهم‌تر از آن‌، این‌که‌ نباید خون‌ شهدا را ضایع‌ كنیم‌
و باید امانات‌ آنها را كه‌ در نزد ماست‌، به‌ خوبی ‌پاسداری‌ كنیم‌.

بر دستورهای‌ فرماندهی‌ عزیز و فرماندهان‌ مقاومت‌ اسلامی‌ ملتزم‌ باشید.
به‌ راهنمائی‌های‌ حضرت‌ رهبر ـ خامنه‌ای‌ جانم‌ به‌ فداییش‌ ـ و دبیر كل‌ حزب‌‌الله ‌لبنان‌ جناب‌ سیدحسن‌ نصرالله‌، ملتزم‌ باشید.


عكس‌های‌ شهدا را همیشه‌ مقابل‌ چشمانتان‌ قرار دهید
و برای‌ محقق ‌شدن‌ اهدافی‌ كه‌ آنها به‌ خاطرش‌ به‌ شهادت‌ رسیدند،
سعی‌ و تلاش‌ كنید و درخط‌ آنها باقی‌ بمانید.

وصایای‌ حضرت‌ امیرالمؤمنین‌ به‌ فرزندانش‌ حسن‌ و حسین‌(علیهم‌السلام‌) را كه‌ راه‌ و روش‌ زندگی‌ِ مورد رضای‌ خداوند را به‌ ما نشان‌ می‌دهند،
و همین‌ طور وصایای‌ امام‌ خمینی‌ (قدس‌ سره‌) و راهنمائی‌های‌ ارزشمند و پر بركت‌ ایشان‌ را بخوانید، یاد بگیرید و به‌ آن‌ عمل‌ كنید.

قبل‌ از این‌که‌ در جنگ‌ شركت‌ كنید،
همان‌ طور كه‌ برداشتن‌ اسلحه‌ را ضروری‌ می‌دانید،
وضو گرفتن‌ را لازم‌ بدانید؛
چون‌ دستی‌ كه‌ با وضوست‌ و می‌جنگد،
ممكن‌ نیست‌ شكست‌ بخورد.

خانواده‌های‌ عزیزی‌ كه‌ در نوار مرزی‌ و تحت‌ اشغال‌، همچنان‌ مقاومت‌ می‌كنید!
كمی‌ بعد از نوشتن‌ این‌ جملات‌ و كلمات‌، ان‌شاءالله‌ پیكرم‌ آتشی‌ خواهد شد كه‌ اشغالگران‌ صهیونیسم‌ را كه‌ هر روز و هر لحظه‌ در اذیت‌ شما سعی‌ و تلاش‌ می‌كنند، خواهد سوزاند.
دشمن‌ گمان‌ می‌كند كه‌ شما را ذلیل‌ كرده‌،
لكن‌ هیهات‌.
و پایان‌ این‌ آزار و اذیت‌ به‌ دست‌ مجاهدان‌ مقاومت‌ اسلامی‌، نزدیك‌ خواهد بود.
ان‌ شاءالله‌.

خانواده‌ عزیزم‌!
بدانید كه‌ اشغال‌ و اشغالگران‌ به‌ زودی‌ مضمحل‌ خواهد شد
و ان‌ شاءالله ‌پیروزی‌ نزدیك‌ و آزادی‌ در راه‌ است‌ و سرنوشت‌ صهیونیست‌ها و مزدوران‌شان‌، كشته‌ شدن‌ و نیستی‌ است‌.

برادران‌ و خواهران‌ صابرم‌ در بازداشتگاه‌های‌ اشغالگران‌ در نوار مرزی ‌تحت‌ اشغال‌ و در فلسطین‌ اشغالی‌!
سلام‌ خدا بر شما؛ از خدا می‌خواهم‌ كه‌ بر شما منت‌ گذارده‌ و شما را آزاد گرداند
و من‌ نیز این‌ كار كوچك‌ را كه‌ بازگو كننده‌ احساسات‌ من‌ نسبت‌ به‌ شما صابرین‌ است‌،
به‌ شما هدیه‌ می‌كنم‌ و امیدوارم‌ كه‌ این‌ هدیه‌ را از من‌ بپذیرید
وان‌ شاءالله‌ به‌ زودی‌ برای‌ شما و به‌ خاطر شكنجه‌‌هایی‌ كه‌ در طول‌ سال‌ها درشكنجه‌ گاه‌ها و زندان‌ها و بازداشتگاه‌ها متحمل‌ شده‌اید، قیام‌ خواهم‌ كرد.
قلب‌های‌مان‌ با شماست‌ و شما را فراموش‌ نخواهیم‌ كرد.
شما وجدان‌ بیداراین‌ امت‌ و مایه‌ كرامت‌ آن‌ هستند.

سلام‌ بر شهدای‌ انتفاضه‌ اسلامی‌ در فلسطین‌ اشغالی‌.
سلام‌ بر كودكانی‌ كه‌ از وطن‌ دور مانده‌اند.
سلام‌ بر مجاهدان‌ انتفاضه‌ اسلامی‌.
سلام‌ بر پدران‌ و مادران‌ شهدا.
سلام‌ بر اراضی‌ مقدس‌.
سلام‌ بر قدس‌ شریف‌.

همانا گروه‌ گروه‌ مسلمانان‌ را می‌بینم‌ كه‌ در مسجدالاقصی‌ به‌ امامت‌ حضرت‌ حجت‌ منتظر(عج‌) نماز بپا داشته‌اند.

برادرانم‌ در انتفاضه‌ اسلامی‌!
باید این‌ عمل‌ (عملیات‌ شهادت‌ طلبانه‌ خویش‌) را به‌ شما هم‌ هدیه‌ كنم‌
وان‌‌شاءالله‌ پیروزی‌ نزدیك‌ است‌
و این‌ وعده‌ای‌ است‌ كه‌ خداوند به‌ ما داده‌است‌.
بر شماست‌ كه‌ بدانید دشمن‌ صهیونیستی‌ رو به‌ زوال‌ است‌ و زمین ‌مقدس‌ به‌ شما باز خواهد گشت‌ و این‌ وعده‌ الهی‌ است‌.

"و ما بعد از تورات‌ در زبور داود نوشتیم‌ كه‌ البته‌ بندگان‌ نیكوكار من‌ ملك ‌زمین‌ را وارث‌ و متصرف‌ خواهند شد."
سوره‌ انبیاء ـ 105

خانواده‌ عزیزم‌!
از خداوند متعال‌ برای‌ شما صبر و شكیبایی‌ خواستارم‌.
در شهادت‌ من ‌اندوهیگن‌ نباشید و از هیچ‌كس‌ پذیرای‌ تسلیت‌ نباشید
و فقط‌ تبریكات‌ افراد را بپذیرید
و به‌ گونه‌ای‌ برخورد كنید كه‌ روز شهادت‌ من‌، روز خوشحالی‌ و سرورم‌ باشد.
برادران‌ كوچك‌تر و برادرزادگان‌ كوچكم‌ را برای‌ پیمودن‌ راهی‌ كه‌ من‌ رفتم‌،
تعلیم‌ و آموزش‌ دهید و به‌ آنها یاد دهید كه‌ من‌ برای‌ چه‌ چیز شهید شدم‌
و
"آخر دعوانا ان‌ الحمدلله‌ رب‌ العالمین‌."
"و آنان‌ كه‌ در راه‌ ما به‌ جان‌ و مال‌ جهد و كوشش‌ كردند، محققاً آنها را به‌ راه‌ هدایت‌ می‌كنیم‌ و همیشه‌ خدا یار نیكوكاران‌ است‌."
سوره‌ عنكبوت‌ ـ 69

برادرتان‌
علی‌ اشمر





نوع مطلب : اهل بیت (ع)، فرهنگــــی، اجتماعی، مذهبی، بصیرت، عكس، شهدا، بسیج، 
برچسب ها : وصیت نامه، شهید علی منیف اشمر، قمر الاستشهادیین، سرورم‌ سیدالشهدا، ‌ آیت‌الله‌ سیدعلی‌خامنه‌ای، سیدحسن‌ نصرالله‌(دام‌ ظله‌).،
لینک های مرتبط : seratnew،

چهارشنبه 24 خرداد 1391
در شب 28 بهمن 90 در دانشگاه بوعلی مراسمی برای یاد بود سردار سرافراز اسلام محمد شهبازی برگزار شد 
برخود واجب دانسته كه بعداز این قسمت هایی از وصیت نامه شهیدانی كه دركوچه و خیابان ما بوده اند را برای شما بنویسم
شهدا

اولین وصیت نامه به نام شهید محمد شهبازی:
خدایا از خود چیزی نداشتم و ندارم  و بدون آنها باز هم بدون آنها نخواهم داشت مگر از روحانیت مبارز چه با علمشان چه با عملشان و آنها نیز از خود چیزی نداشتن مگراز امامان و از فرستادگان تو كه همان پیامبران باشند و پیامبران نیز از خود چیزی نداشتن مگر خداوندا از خودت، پس ای مردم و ای برادانم،قدراین دارندگان حریم اسلام رابدانید منظورم همان روحانیت مبارز مخصوصا در صدر اینها امام این قلب تپنده ملت،و ای ملت هر موقعی كه فتنه شما را فرا گرفت همین دارندگان حریم اسلام و ولایت فقیه را برای خود داور قرار دهید و از جان و دل گوش به داوری اینها دهید كه رستگاری شما در همین است و هلاكت شما در نافرمانی از اینهاست.

شهدا




نوع مطلب : فرهنگــــی، اجتماعی، مذهبی، بسیج، شهدا، عكس، بصیرت، 
برچسب ها : چـــــــــرا دست یازم؟، چرا پای کوبم؟، بی دست وپا، وصیت نامه، محمد شهبازی، محمد، شهبازی، فتنه،
لینک های مرتبط :

در یکی از روزهای سال 1362 ، زمانی آیت الله خامنه ای ، رییس جمهور وقت ، برای شرکت در مراسمی از ساختمان ریاست جمهوری ، واقع در خیابان پاستور خارج می شد ، در مسیر حرکتش تا خودرو ، متوجه سر و صدایی شد که از همان نزدیکی شنیده می شد. صدا از طرف محافظ ها بود که چند تای شان دور کسی حلقه زده بودند و چیز هایی می گفتند. صدای جیغ مانندی هم دائم فریاد می زد : «آقای رییس جمهور! آقای خامنه ای! من باید شما را ببینم» . رییس جمهور از پاسداری که نزدیکش بود پرسید: «چی شده ؟ کیه این بنده خدا؟» پاسدار گفت: «نمی دانم حاج آقا! موندم چطور تا این جا تونسته بیاد جلو.ٰ» پاسدار که ظاهرا مسئول تیم محافظان بود ، وقتی دید رییس جمهور خودش به سمت سر و صدا به راه افتاد ، سریع جلوی ایشان رفت و گفت: « حاج آقا شما وایسید ، من می رم ببینم چه خبره» بعد هم با اشاره به دو همراهش ، آن ها را نزدیک رییس جمهور مستقر کرد و خودش رفت طرف شلوغی. کمتر از یک دقیقه طول کشید تا برگشت و گفت: «حاج آقا ! یه بچه اس. می گه از اردبیل کوبیده اومده این جا و با شما کار واجب داره . بچه ها می گن با عز و التماس خودشو رسونده تا این جا. گفته فقط می خوام قیافه آقای خامنه ای رو ببینم ، حالا می گه می خوام باهاش حرف هم بزنم». رییس جمهور گفت: « بذار بیاد حرفش رو بزنه. وقت هست». لحظاتی پسرکی 12-13 ساله از میان حلقه محافظان بیرون آمد و همراه با سرتیم محافظان ، خودش را به رییس جمهور رساند. صورت سرخ و سرما زده اش ، خیس اشک بود . هنوز در میانه راه بود که رییس جمهور دست چژش را دراز کرد و با صدای بلند گفت: «سلام بابا جان! خوش آمدی» پسر با صدایی که از بغض و هیجان می لرزید ، به لهجه ی غلیظ آذری گفت: « سلام آقا جان! حالتان خوب است؟» رییس جمهور  دست سرد و خشکه زده ی پسرک را در دست گرفت و گفت :« سلام پسرم! حالت چطوره؟» پسر به جای جواب تنها سر تکان داد. رییس جمهور از مکث طولانی پسرک فهمید زبانش قفل شده. سرتیم محافظان گفت :« اینم آقای خامنه ای! بگو دیگر حرفت را » ناگهان رییس جمهور با زبان آذری سلیسی گفت: « شما اسمت چیه پسرم؟» پسر که با شنیدن گویش مادری اش انگار جان گرفته بود ، با هیجان و به ترکی گفت:« آقاجان! من مرحمت هستم. از اردبیل  تنها اومدم تهران که شما را ببینم.» آقای خامنه ای دست مرحمت را رها کرد و دست رو ی شانه او گذاشت و گفت:‌« افتخار دادی پسرم. صفا آوردی . چرا این قدر زحمت کشیدی؟ بچه ی کجای اربیل هستی؟» مرحمت که حالا کمی لبانش رنگ تبسم گرفته بود گفت: « انگوت کندی آقا جان! » رییس جمهور پرسید: « از چای گرمی؟» مرحمت انگار هم ولایتی پیدا کرده باشد تندی گفت: « بله آقاجان! من پسر حضرتقلی هستم» .آقای خامنه ای گفت: « خدا پدر و مادرت رو برات حفظ کنه.» 



ادامه مطلب


نوع مطلب : فرهنگــــی، اجتماعی، مذهبی، بسیج، 
برچسب ها : وصیت نامه، مرحمت بالازاده،
لینک های مرتبط : mashreghnews،



درباره وبلاگ


ز آه سینه سوزان ترانه می سازم

چو نی ز مایه جان این فسانه می سازم

به غمگساری یاران چو شمع می سوزم
برای اشک دمادم بهانه می سازم

پر نسیم به خوناب اشک می شویم
پیامی از دل خونین روانه می سازم

نمی کنم دل از این عرصه شقایق فام
کنار لاله رخان آشیانه می سازم

در آستان به خون خفتگان وادی عشق
برون ز عالم اسباب، خانه می سازم

چو شمع بر سر هر کشته می گذارم جان
ز یک شراره هزاران زبانه می سازم

ز پاره های دل من شلمچه رنگین است
سخن چو بلبل از آن عاشقانه می سازم

سر و تن و دل و جان را به خاک می فکنم
برای قبر تو چندین نشانه می سازم

كشم به لجه شوریدگی بساط «امین»
كنون كه رخت سفر چون كرانه می سازم

takhrybchy16@yahoo.com

مدیر وبلاگ : تخریبچی جوان
پیوندها
نویسندگان
کلیه حقوق این وبلاگ برای گروه فرهنگی تخریبچی.آی آر محفوظ است