
اسلام در معنای حقیقی آن، همانکه امام خمینی(ره) از آن به اسلام ناب محمدی(ص) تعبیر و انقلاب اسلامی را برمبنای آن پایهگزاری کردند، مهمترین چالش نظام سلطه است. پیروزی انقلاب اسلامی و حرکت شتابندهی آن، در همهی عرصه های علمی، فرهنگی، سیاسی و… بهخصوص تبدیل شدن انقلاب اسلامی به یک الگوی جهانی و مهمتر از آن، تبعیت جریانات انقلابی و مقاومت در کشورهای مختلف جهان از این الگوی ناب، چشمانداز اسفباری برای نظام سلطه رقم زده است.
این شرایط باعث شده تا نظام سلطه با در خطر دیدن حیات خود، بهصورت جدی وارد عمل شود و “اسلام ستیزی” را بهعنوان یک استراتژی و راهبرد کلان و اصلی در دستور کار قرار دهد. در این راهبرد، ایران به دلیل آنکه مغز متفکر و قلب تپندهی جریان اسلام ناب است و رهبری فکری، معنوی و سیاسی این جریان را برعهده دارد، اولویت اول و هدف اصلی است.
هدف از ایران ستیزی، تضعیف نظام جمهوری اسلامی، استحاله و فروپاشی آن و جلوگیری از بسط منطقهای و جهانی الگوی انقلاب اسلامی است. این هدف در بعد عملیاتی، در دو قالب تقابل سخت و نرم تعریف میشود.
در قالب نخست، یعنی تقابل سخت، علیرقم تبلیغات گستردهی صورت گرفته، مبنی بر توانمندی شکست ناپذیر نظام سلطه در حوزهی نظامی، این توانمندی و شکست ناپذیری در سه دههی اخیر بارها به چالش کشیده شد و هربار ابعاد جدیتری از انفعال ایشان در حوزهی نظامی بهنمایش درآمد.
بههمین دلیل، نظام سلطه برای مبارزهای تمام عیار با اسلام ناب، قالب نرم را بهعنوان جبههی اصلی برگزیده و تمرکز اصلی و بیشترین امکانات خود را در این جبهه بهکار گرفته است. نکتهی مهم این است که تقابل، یا بهتر بگوییم، جنگ نرم نسبت به جنگ سخت بهمراتب مخربتر و…. است. اگر در جنگ سخت حیات فیزیولوژیک افراد و زیرساختهای مادی کشور هدفگیری شده و بهخطر میافتد، در جنگ نرم، آنچه تهدید میشود، حیات انسانی، اخلاقی و معنوی افراد و بهتبع آن زیرساختهای فرهنگی و اجتماعی است.
از طرفی جنگ نرم، درمواردی که طرف هجمه بهدلایلی مانند پایبندی به اصول و ایدئولوژی خود یا وطن دوستی و غیرتمندی، مقاومت جدی و مستحکمی از خود نشان میدهد، بهعنوان زمینهساز و جاده صافکن جنگ سخت بهکار میرود تا با تضعیف جبههی مقاومت، امکان غلبه را برای مهاجم سهولت بخشد.
با اینحساب جنگ نرم، که رهبر فرزانهی انقلاب، با هوشمندی ربانی خود، سالهاست برآن تاکید میورزند و درمقاطع مختلف، تحلیلهایی دقیق و اندیشمندانه پیرامون آن ارائه میکنند، بسیار جدی است. سیر تعابیر بهکار برده شده در ادبیات ایشان در این مورد، از ” شکل گیری جبههی فرهنگی غرب”،”تهاجم فرهنگی “ تا “شبیخون فرهنگی ” و درنهایت “ناتوی فرهنگی” نشان از جدیتر شدن این تقابل و تبدیل آن بهیک جنگ تمام عیار است.
در این میان، مسائل جنسی یکی از اصلیترین خاکریزهای این جبهه است که دشمن با دامن زدن بهآن، آسیبهای فردی و اجتماعی زیادی را به ما تحمیل میکند. این موضع باتوجه به جوان بودن جامعهی ما، امکان دشمن را برای عرضاندام و پیشروی، بیشتر میکند. راهبردی که سابقهی تاریخی استفاده از آن برای مقابله با اسلام به قرنها پیش، یعنی به فتح ” اندلس” و حکمرانی مسلمین بر این سرزمین، بازمیگردد.
درآن زمان، پساز آنکه مسلمین توانستند اندلس را در قلب اروپای مسیحی فتح کنند و حکومت مقتدری در آن سرزمین برپا کنند، کلیسا که حیات خود را درخطر میدید، دستبهکار شد و با پیشگرفتن سیاست جنگ نرم، آنهم با رویکرد انحرافات جنسی، طرحی بلند مدت برای استحالهی اندلس اسلامی و بیرون کردن اسلام از اروپا طراحی و اجرا کرد.
”امروز سیاست مشترکى در همهى دنیا، بهوسیلهى مراکز معیّنى دنبال مىشود؛ این سیاست عبارت است از اینکه جوانان را تا خرخره در شهوات و غرایز جنسى و فساد اخلاقى غرق کنند. این یک سیاست رایج در دنیاست و شامل شرق و غرب مىشود؛ هر منطقهاى آن را با هدفى خاص دنبال مىکند. مراکزى که این سیاستها را طرّاحى مىکنند، وسایل و ابزار آن را هم بهطور فراوان فراهم مىکنند. این مراکز بهطور عمده شامل مراکز اقتصادى صهیونیستى و قدرتطلبان بینالمللى است که چشم به سرچشمههاى ثروت در کشورهایى دوختهاند که غالبا عقبافتاده و فقیر و ضعیفاند و منابع ثروت بسیارى دارند. براى بهچنگ آوردن این منابع ثروت، مهمترین مانع، ارادهى ملتهایى است که این منابع متعلّق به آنهاست. براى فلج کردن ملتها، بهترین راه، فلج کردن جوانان است؛ چون جوانان نیروى فعّالِ هر کشورند. براى فلج کردن جوانان بهترین راه آلوده و زمینگیر کردن آنها به وسیلهى سکس، فحشا، مستى و مواد مخدّر است. در کشورهاى غربى، این سیاست به این دلیل دنبال مىشود که جوانان مزاحم صهیونیستها نشوند…
سیاست امروز هم سیاست اندلسی کردن ایران است… روزگارى مسلمانان در جنوب اروپا و در اسپانیا تا جنوب فرانسه، کشورى اسلامى بهوجود آوردند. این کشور مهد تمدّن شد و علم در اروپا از همان تمدّن اندلسىِ قرون اوّلیهى اسلام شکوفا گردید. شکوفایى علم در آن سرزمین، داستانهایى دارد و خودِ غربیها نیز به آن معترفاند. البته اکنون سعى مىکنند این ورق را از تاریخ علم حذف و نام مسلمانان را بهکلّى پاک کنند؛ اما خودِ آنها، این تاریخ را ثبت کردهاند و البته در تواریخ ما هم ثبت شده است.
اروپاییها وقتى خواستند اندلس را از مسلمانان پسبگیرند، اقدامى بلندمدّت کردند. آنروز صهیونیستها نبودند؛ اما دشمنان اسلام و مراکز سیاسى، علیه اسلام فعّال بودند. آنها به فاسدکردن جوانان پرداختند و دراین راستا انگیزههاى مختلف مسیحى، مذهبى یا سیاسى داشتند. یکىاز کارها این بود که تاکستانهایى را وقف کردند تا شراب آنها را بهطور مجّانى در اختیار جوانان قرار دهند! جوانان را به سمت زنان و دختران خود سوق دادند تا آنها را به شهوات آلوده کنند! گذشت زمان راههاى اصلى براى فاسد یا آبادکردن یک ملت را عوض نمىکند.”
(مقام معظم رهبری؛ دیدار با جوانان استان سیستان و بلوچستان؛ ۶/۱۲/۱۳۸۱)














