تبلیغات
گروه فرهنگی تخریبچی.آی آر - مطالب اهل بیت (ع)
گروه فرهنگی تخریبچی.آی آر
به قدری گریه كردم دلم شش گوشه شد (لبیك یا حسین)
اگر از سرهایمان كوه ها بسازند در كتاب های تاریخ نخواهند خواند امام خامنه ای تنها ماند


امسال انگار آقا ما رو طلبیده
برام دعا كنین كه این سفر رو برم با تمام مشكلاتی كه دارم ان شاء الله كه خود آقا امام حسین كمكم كنه
پیاده روی عظیم اربعین






نوع مطلب : اهل بیت (ع)، فرهنگــــی، مذهبی، 
برچسب ها : اربعین،
لینک های مرتبط :


aksdoni Jalalpic funpatugh com%20(6) عکسهای مراسم شیرخوارگان حسینی محرم 90

تا به حال از خودت پرسیده ای چه کسی امام حسین را کشت؟
شمر و عمر سعد و زیاد را نمی گویم … عناوین را رها کن!
اسم ها دامی است تا ما را در گذشته نگه دارند!!!
چند لحظه تعارفات را کنار بگذاریم و با خودمان صادق باشیم!

مگر از حسینیه های کوفه برای حسین نامه ننوشتن؟
همه مساجد شهر نامه دادند!حتی بچه های مسجد کوفه…
مگر عاشقان اهل بیت،محبان حسین،محبان علی دست به قلم نشدند؟
پس ۱۸ هزار نامه از کجا بود؟ مگر دست خط هیئت امنای مساجد کوفه از تاریخ پاک می شود؟

مگر پایگاههای بسیج کوفه در قتل حسین شرکت نکردند؟
مگر فرماندهان سپاه اسلام،بازماندگان عملیاتهای صدر اسلام،جانبازان صفین قاتلین حسین نشدند؟
مگر یاران خط رسول الله به تشخیص مصلحت در قتل پسر رسول الله سکوت نکردند؟
مگر کارگزاران نظام علوی حکم قتلش امضا نکردند؟
مگر….

باید از عمق حسینی شویم!

آنانکه در سطح حسینی شدند و در سطح ماندند نامشان کوفی شد!

همانان که دعوت کردند و کشتند غارت کردند و گریستند

کوفه یک شهر نیست یک مکتب است مکتبی پر از عناوین زیبا پر از شعارهای انقلابی!!!

اما…. چه کسی حسین را کشت؟ شمر و عمر سعد و پسر زیاد را نمی گویم

شاید این جواب معمای غیبت را حل کند شاید!!!





نوع مطلب : اهل بیت (ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

به دنبال مطرح مجدد طرح کاهش تعطیلات رسمی کشور توسط برخی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی، این امر با مخالفت بسیاری روبرو گردید.

در این بین حذف تعیلات مذهبی کشور همچون روز تاسوعای حسینی و همچنین روز شهادت امام رضا(ع) و حضرت زهرا(س) موجب ناراحتی و نگرانی متدینین و شخصیت های مذهبی شده است.

به همین منظور پایگاه 598 در استفتائی از حضرت آیت الله علوی گرگانی از مراجع تقلید قم نظر ایشان را در خصوص این طرح جویا شده است. که این مرجع بزرگوار مخالفت و ناراحتی شدید خود را با طرح چنین موضوعاتی بیان داشته اند که متن سوال بیان شده و پاسخ معظم له در ادامه می آید.

سوال: شنیده شده است اخیراً طرحی با امضای تعدادی از نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی تهیه شده که بر اساس آن بخشی از تعطیلات رسمی کشور از جمله تاسوعای حسینی و شهادت امام رضا(ع) از تقویم حذف می شود.

لذا از محضر معظم له خواهشمند است نظر مبارک خود را بیان فرمایید.

پاسخ حضرت آیت الله علوی گرگانی:

در روزهای مقدس تاسوعای حسینی و روز شهادت امام رضا(ع) که پاسداشت آنها لازم است و جزو تعظیم شعائر دینی محسوب می شود لازم است که حکومت اسلامی به آنها اهتمام ورزد و همانند سابق با تعطیلی آنها زمینه ابراز ارادت عموم مردم به آن ذوات مقدسه را فراهم آورند.

بسیار قبیح است در نظام جمهوری اسلامی که با نام ولایت فقیه یدک کشیده می شود روزهای 13 فروردین که جزو خرافات است و امثال آن تعطیل باشد باشد و روزهای عزای اهل بیت(ع) که افتخار نوکری آنها را داریم تعطیل نباشد و بهتر است نمایندگان محترم مجلس به امور مهم دیگر رسیدگی و تصمیم گیری نمایند.



لازم به ذکر ایت که در همین رابطه به سخنان مقام معظم رهبری ‏در جمع فرماندهان و مسؤولان سپاه پاسداران انقلاب اسلامى‏ در تاریخ ۱۳۷۶/۰۶/۲۶ در خصوص تعطیلی شهادت بانوی دو سرا، حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) که به عنوان اولین خاستگاه تعطیلی شهادت بانوی بزرگ اسلام می توان از آن نام برد، اشاره می شود: "طبق روایت، روز سه‌شنبه‌ى هفته‌ى آینده - سوم جمادى‌الثّانى - شهادت سیّده‌ى زنان عالم، فاطمه‌ى زهرا (سلام‌اللَّه‌ علیها) است.

من از ملت ایران درخواست مى‌کنم که در آن روز، مغازه‌ها و محل کسبشان را تعطیل کنند و به فاطمه‌ى زهرا (سلام‌اللَّه‌ علیها) احترام نمایند. به دستگاهها و ادارات دولتى و کارخانجاتى که کارهاى خاصى دارند، چیزى نمى‌گوییم؛ لیکن کسبه و دکاندارها و بازارها و خیابانها احترام کنند. ان‌شاءاللَّه روز سه‌شنبه را تعطیل کنید تا بتوانیم از برکات فاطمه‌ى زهرا (سلام‌اللَّه علیها) بهره‌مند بشویم."
منبع 598




نوع مطلب : شبیه خون فرهنگـی، اهل بیت (ع)، ســیاســی، فرهنگــــی، اجتماعی، مذهبی، بصیرت، عكس، 
برچسب ها : مجلس بیکفایت، پاسخ حضرت آیت الله علوی گرگانی:، امام خامنه ای،
لینک های مرتبط :

روزی است مثل روزهای دیگر. هشتصد شهید را مردم تشییع کرده و بردوش می برند تا محل معراج شهدای تهران. سخنرانی می شود. سینه زنی، مداحی و خداحافظ. من نمی روم. طبق روال همیشگی می مانم تا سوژه شکار کنم. زمزمه ای میان بچه های معراج است. می گویند: سه تا از شهدا گوشتی هستند ... بدن شان سالم است ...

جا می خورم. خیلی جالب است پس از سیزده سال، بدن سالم باشد. می روم سراغ شان. سراغ حاجی بیرقی مسئول معراج شهدا؛ قبول نمی کند که عکس بگیرم. سراغ همه می روم. سید حسینی، رنگین و هر کس که می شناسم. نمی شود. آخرش حاجی بیرقی می گوید:
حالا برو تا بعدا ببینم چی می شه ...
*
چه قدر سخت بود. به هردری زدم، نمی شد. عجیب به سرم افتاده بود بروم تفحص. به هر کسی می گفتم، سریع بهانه می تراشید. نه سابقه جبهه برای شان اهمیت داشت و نه خبرنگاری. دست آخر دوستی و رفاقت و در یک کلام پارتی بازی، کار خودش را کرد و رفتم. محمد شهبازی و سید احمد میرطاهری واسطه شدند تا بروم و چشمم بیفتد به فکه و شهدا.


ادامه مطلب....


ادامه مطلب


نوع مطلب : اهل بیت (ع)، مذهبی، بصیرت، عكس، شهدا، بسیج، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

نام: 05050814733204861836.jpg نمایش: 510 اندازه: 233.0 کیلو بایت

(شاید تکراری باشه این وصیت نامه شهید... اما بازم خوندم و بازم یه تلنگره بود برام.... برای منی که خیلی وقته نیاز به تلنگر دارم)


معادله‌ی n مجهولی!!!

چه کسی می تواند این معادله را حل کند؟؟؟
چه کسی می داند فرود یک خمپاره قلب چند نفر را می دَرَد؟
چه کسی می داند جنگ یعنی سوختن، یعنی آتش، یعنی گریز به هرجا، به هرجا که اینجا نباشد، یعنی اضطراب که کودکم کجاست؟ جوانم چه می کند؟ دخترم چه شد؟

به راستی ما کجای این سؤال ها و جواب ها قرار گرفته ایم؟

کدام دخترِ دانشجویی که حتی حوصله ندارد عکس های جنگ را ببیند و اخبار آن را بشنود، از قصه‌ی دخترانِ معصوم سوسنگرد با خبر است؟
آن مظاهرِ شرم و حیا را چه کسی یاد می کند که بی شرمان دامنشان را آلوده کردند و زنده زنده به رسم اجدادشان به گور سپردند.
کدام پسرِ دانشجویی می داند هویزه کجاست؟ چه کسی در هویزه جنگیده؟ کشته شده و در آنجا دفن گردیده؟ 
چه کسی است که معنی این جمله را درک کند:
«نبرد تن و تانک؟!» اصلا چه کسی می داند تانک چیست؟
چگونه سرِ ۱۲۰ دانشجوی مبارز و مظلوم، زیر شنی های تانک له می شود؟

آیا می توانید این مسئله را حل کنید؟

گلوله ای از لوله‌ی دوشکا با سرعت اولیه‌ی خود از فاصله‌ی هزار متری شلیک می شود و در مبدأ به حلقومی اصابت نموده و آن را سوارخ کرده و گذر می کند؛ حالا معلوم نمایید سر کجا افتاده است؟ کدام گریبان پاره می شود؟
کدام کودک در انزوا و خلوت اشک می ریزد؟
و کدام، کدام...؟ توانستید؟؟

اگر نمی توانید، این مسئله را با کمی دقتِ بیشتر حل کنید:

هواپیمایی با یک و نیم برابر سرعتِ صوت از ارتفاعِ ده متری سطح زمین، ماشینِ لندکروزی که با سرعت در جاده مهران- دهلران حرکت می نماید را مورد اصابت موشک قرار می دهد. اگر از مقاومت هوا صرف نظر شود، معلوم کنید کدام تَن می سوزد؟ کدام سَر می پَرَد؟
چگونه باید اجساد را از درون این آهن پاره‌ی له شده بیرون کشید؟
چگونه باید آنها را غسل داد؟ 
چگونه بخندیم و نگاه آن عزیزان را فراموش کنیم؟
چگونه می توانیم در شهرمان بمانیم و فقط درس بخوانیم!
چگونه می توانیم درها را به روی خود ببندیم و چون موش در انبار کلمات کهنه‌ی کتاب لانه بگیریم؟
کدام مسئله را حل می کنی؟ برای کدام امتحان درس می خوانی؟ به چه امید نفس می کشی؟
کیف و کلاسورت را از چه پُر می کنی؟
از خیال، از کتاب، از لقبِ شامخ دکتر یا از آدامسی که هر روز مادرت در کیفت می گذارد؟
کدام اضطراب جانت را می خورَد؟ دیر رسیدن به اتوبوس، دیر رسیدن سرِ کلاس، نمره گرفتن؟
دلت را به چه چیز بسته ای؟ به مدرک، به ماشین، به قبول شدن در حوزه‌ی فوق دکترا؟
«صفایی ندارد ارسطو شدن، خوشا پَر کشیدن، پرستو شدن»
آی پسرک دانشجو! به تو چه مربوط است که خانواده ای در همسایگی تو داغدار شده است؟
جوانی به خاک افتاده است؟
آی دخترک دانشجو! به تو چه مربوط است که دخترانِ سوسنگرد را به اشک نشانده اند؟
و آنان را زنده به گور کردند؟ هیچ می دانستی؟ حتما نه!...
هیچ آیا آنجا که کارون و دجله و فرات به هم گره می رود، به دنبال آب گشته ای تا اندکی زبان خشکیده‌ی کودکی را تَر کنی و آنگاه که قطه ای نَم یافتی، با امید های فراوان به بالین آن کودک رفتی تا سیرابش کنی؛ اما دیدی که کودک دیگر آب نمی خورد!!

اما تو اگر قاسم نیستی، اگر علی اکبر نیستی، اگر جعفر و عبدالله نیستی، لااقل حرمله مباش!!!

که خدا هدیه‌ی حسین را پذیرفت و خون علی اکبر و علی اصغر را به زمین پس نداد.
من نمی دانم که فردای قیامت این خون با حرمله چه خواهد کرد...

آخرین برگِ دفترچه یادداشت یکی از شهدای گردان حنظله، لشگر 27 محمد رسول الله(ص) که در کانال فکه حین تفحص به دست آمده است:
«امروز روزِ پنجم است که در محاصره هستیم، آب و نان را جیره بندی کرده ایم. عطش همه را هلاک کرده، حالا همه با شهدا در کنار هم در انتهای کانال خوابیده ایم؛ دیگر کسی تشنه نیست و امیدوارند به دست سید الشهدا سیراب شوند...»


قسمتی از وصیت نامه‌ی شهید احمدرضا احدی:
دیگر نمی‌خواهم زنده بمانم، من محتاجِ نیست شدنم، من محتاج توأم، خدایا! بگو ببارد باران، که کویر شوره‌زار قلبم سالهاست که سترون مانده است، من دیگر طاقت دوری از باران را ندارم.
خدایا دوست دارم تنهای تنها بیایم؛ دور از هر کژی، دوست دارم گمنامِ گمنام بیایم؛ دور از هر هویتی. خدایا! اگر بگوئی لیاقت نداری، خواهم گفت: «لیاقت کدامیک از الطاف تو را داشته‌ام؟» 
خدایا! دوست دارم سوختن را، فنا شدن را، از همه جا جاری شدن را، به سوی کمال انقطاع روان شدن را... .

دست نوشته‌ی رتبه‌ی اول کنکور سال ۶۴ (شهید احمدرضا احدی)، ساعتی قبل از شهادت




نوع مطلب : اهل بیت (ع)، ســیاســی، فرهنگــــی، اجتماعی، مذهبی، بصیرت، عكس، شهدا، بسیج، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



( کل صفحات : 11 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ


ز آه سینه سوزان ترانه می سازم

چو نی ز مایه جان این فسانه می سازم

به غمگساری یاران چو شمع می سوزم
برای اشک دمادم بهانه می سازم

پر نسیم به خوناب اشک می شویم
پیامی از دل خونین روانه می سازم

نمی کنم دل از این عرصه شقایق فام
کنار لاله رخان آشیانه می سازم

در آستان به خون خفتگان وادی عشق
برون ز عالم اسباب، خانه می سازم

چو شمع بر سر هر کشته می گذارم جان
ز یک شراره هزاران زبانه می سازم

ز پاره های دل من شلمچه رنگین است
سخن چو بلبل از آن عاشقانه می سازم

سر و تن و دل و جان را به خاک می فکنم
برای قبر تو چندین نشانه می سازم

كشم به لجه شوریدگی بساط «امین»
كنون كه رخت سفر چون كرانه می سازم

takhrybchy16@yahoo.com

مدیر وبلاگ : تخریبچی جوان
پیوندها
نویسندگان
کلیه حقوق این وبلاگ برای گروه فرهنگی تخریبچی.آی آر محفوظ است